شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام

+ صبح بعد از نماز صبح بود که سوار يه کشنده اسکانيا شديم و از شيراز زديم طرف جنوب. راننده لـر هست و از دوستاي يکي از اقوامه و قراره بريم يه کارايي اونورا کنيم. يه ساعتي بعد از حرکت ما نگذشته که پاهامو روي داشبورد دراز ميکنم و ميخوابم، يکي دو ساعت بعد با گرماي افتاب در حالي که کمي عرق کردم از خوا
امتحاني اينو کپي کردم از وبلاگم به اينجا
روزهاي عاشقي يك سيب
رتبه 0
0 برگزیده
449 دوست
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top